یک نفرباچنداسم!!!!
قدیم مرسوم بودبرخی ازافرادچنداسم داشتند.یک اسم که معمولاهم ازاسامی ائمه اطهار بود من باب تبرک درشناسنامه. اسم دیگرهم درخانواده مشهور بودوقتی هم که ازدواج می کردنداگرخانواده همسرنام زیباتری براشان سراغ داشتند باآن نام خوانده می شدند.حتی اگه خانواده پدرومادرهم برسراسم اختلاف داشتند،هرکدام ساز خودرامی نواختندوآدم بود وچنداسم بامسماوبی مسما حکایت ،حکایت تعدادی ازبندگان خوب خداست که معلولیتی راباخودبه یدک می کشند.درمکاتبات بهزیستی وکمیته امداد معلول یامددجو خوانده می شوند.آموزش وپرورش آنهارادانش آموز بانیازهای ویژه معرفی می کند .دردانشگاه علوم پزشکی بیمارودرتوانبخشی مورد نامیده می شوند.ماهم درانجمن به آنهاتوانخواه می گوییم خلاصه تعدداسامی والقاب دردی ازدرداین عزیزان که نمی کاهد هیچ بعضی آنهاراآزارهم می دهد.اماکنه قضیه اگرماقصدکمک به این عزیزان راداشته باشیم تفاوتی درنام کاربردی وجودنداردوانجمن بایدنگرشی وسیع داشته باشد وبه این باوربرسد که باهرعنوان یانامی که بتوان باری ازدوش آسیب دیدگان برداشت ارزشمند است.درهدف والای خدمت به همنوع همدلی حرف اول رامیزند پس به هرزبانی وآیینی که خدمت ارائه شود مقدس است وازطرفی توانخواه باهرلباس وقومیتی که باشدباید بتواند خدمات مشابه ای رادریافت کند.
مولوی چه خوش سروده است:
همزبانی خویشی و پیوندی است // مرد با نامحرمان چون بندی است
ایبسا هندو و تُرک همزبان // ایبسا دو تُرک، چون بیگانگان
پس زبان محرمی، خود، دیگرست // همدلی از همزبانی بهترست
+ نوشته شده در چهارشنبه هجدهم آذر ۱۳۹۴ ساعت 20:5 توسط همیاران
|