آیا تغییر و اصلاح در ساخت و بافت جوامع به دست نخبگان و از بالا انجام می‌شود یا بر اثر تحول در زمینه و بستر اجتماعی و از پایین؟ در دو سدهٔ اخیر برخی از نخبگان سیاسی ایران می‌خواسته‌اند در ساخت و بافت جامعه‌ای که بر صدر آن قرار می‌گرفته‌اند اصلاحاتی بکنند و تغییراتی دهند، گرچه اینان در وجدان تاریخی توفیقاتی به‌دست آوردند و نامشان به نیکی بر صفحهٔ روزگار برجا ماند اما خود قربانی خواست‌ها و بستر نامساعد اجتماعی شدند. نمونهٔ بارز آن میرزاتقی‌خان امیرکبیر است و پیش از او میرزا ابوالقاسم قائم‌مقام و پس از او دکتر محمد مصدق. این سه تن نه در خواست و اراده تنها بودند و نه در نتیجه‌ای که عایدشان شد.خبه کشی ابعاد وسیعی دارد و تنها به کشتن نخبگان در مفهوم ظاهری آن محدود نمیشود.n
باید گفت که برخی از این بزرگان زمانی در ایران میزیسته اند که کشور ما بسیار وسیع تر از ایران کنونی بوده است و نباید تصور شود که ایشان غیر ایرانی بوده اند . این شرح های جانگداز را بخوانیم و اشک در دیدگان بگردانیم که در این سرزمین چه نازنین انسان هایی را در خاک نهادیم.سالروزشهادت امیرکبیر گرامی باد.j