معلولیت غربتی باغربت آغشته(1)
معلولیت غربتی باقربت آغشته
آقای مهدی اخوان ثالث از شاعران معاصری است که خواندن اشعاردلنشین وشیرینش برای هرفرد ادب دوستی خوشایند است.در یکی ازشعرهایش به اصطلاحی برخودم که به نظرم بسیار نغز ولطیف آمد((غربتی با قربت آغشته))وشاید این بهترین اصطلاحی است که می توان برای معلولیت بکار برد.اگر در زندگی روز مره به اطرافمان بیشتر توجه کنیم افرادی را می بینیم که به نوعی با دیگران تفاوت دارند،حتی در خانواده ،نزدیکان وآشنایان نیز شاهد آنها هستیم.آگاهی کم مااز نوع تفاوت این افرادومیزان تفاوتشان است که آنها را از ما دور کرده وغریبه شده اند وما معلولیت راامری غریب میدانیم امااینکه مانیز خودمان طعم معلولیت را بچشیم یا درکهنسالی باطیفی از معلولیت ها مواجه شویم قریب نیست پس معلولیت درنزدیک ماست یعنی(غربتی با قربت آغشته) معلول کیست؟ معلول واژه متعارفی است که بسیار شنیده ایم اما براساس تعریف سازما ن ملل(1975)معلول به کسی گفته می شودکه به علت نقص جسمی وذهنی(چه مادرزاد وچه غیر مادرزاد)تا به حدی یابه طور کلی ازتامین ضرورتهای زندگی عادی فردی یااجتماعی ناتوان است.وطبق تعریف جامع معلول به کسی اطلاق می شودکه در اثر نقص جسمی یا ذهنی یا توام که ناشی از توارث ،بیماری یا حادثه است اختلال قابل توجه ای به طور مستمربرسلامت وکارایی عمومی بدن وشئون اجتماعی،اقتصادی وحرفه ای او به وجود آید،به طوری که این اختلال ازاستقلال فردی ،اجتماعی واقتصادی وی بکاهد.این گروه شامل کم شنوایان ،کم بینایان،معلولان جسمی حرکتی ومعلولان ذهنی وروانی می باشدبه صورت جامع ترمعلولیت ها فقط به موارد فوق خلاصه نمی شودبلکه مواردی چون معلولیت احشای داخلی تکدی گری،دختران خیابانی و....رانیز در بر می گیرد.از شاخص های رشد هر جامعه ای کاهش معلولیت در آن است به طور مثال درکشورهای افریقایی درمقایسه با کشورهای پیشرفته ماشاهد آمار بیشتری از آن هستیم ادامه دارد.................